| حکایت‌خانه | ترانه‌ها و خاطره‌ها | روايت حکايت مکتوب | جُنگ صدا | تماس |

 

ما
يادگار عصمت غمگين اعصاريم

ما
فاتحان شهرهاي رفته بر باديم

با صدائي ناتوان‌تر زآنکه بيرون آيد از سينه
روايان قصه‌هاي رفته از ياديم. . .

***

شهريور، فقط داغ نيست. سوز هم دارد. سوز از دست شدن کساني از جمله «مهدي اخوان ثالث»، و داغ از دست رفتن «صمد» که بر دل ما و ارس نشست.

راست گفته باشم اينکه: راوي اين حکايت که من کمترين باشم، چيز بيشتري از آنچه ديگران به آن خوبي و تفصيل نوشته‌ و مي‌نويسند ندارد که در خور باشد. حرمت و حريم شاعر را اما لازم و بر خود واجب مي‌دانم و يادش را گرامي.

نقد و نگرشي جامع و همه سويه به زندگي «اخوان ثالث» و آثار او را در اينجا بخوانيد.

شعر «قاصدک» آخرین سروده از مجموعۀ «آخر شاهنامه» است. شهریور امسال 51 ‌سال از سرودن آن گذشت. با این‌که «مهدی اخوان ثالث» این شعر را برای خوانده شدن به‌شکل ترانه نسروده بود ولی چنان مورد پسند اهل موسیقی واقع شد که بعدها چند اجرای متفاوت با صدای خوانندگان مختلف از آن ساخته و اجرا شد.

ادامۀ مطلب >>>


2 شهریور ماه 1389

«تُرنا»، یادگاری مانده از ماه رمضان‌های سال‌های دور

سالی پیش مطلبی به قلم و پژوهش «محمود استادمحمد» در سایت «ایران تئاتر» منتشر شد که به مناسبت اجرا و انتشار دوبارۀ نمایشنامۀ «آسیدکاظم» نوشته شده بود. این مقاله را می‌توان گفت اولین مطلبی است که در آن تاریخچه «ترنا» و اصطلاحات مربوط به آن به شکلی جامع تحقیق، تعریف و معرفی شده است.

داشتم فایل‌های صوتی آرشیو مختصری که دارم را مرتب می‌کردم برخوردم به مجموعۀ غزلخوانی‌های «حسن شهرستانی» و یادم افتاد او اولین‌بار در همین نمایش «آسید کاظم» غزل معروف «قلب مادر» را نشسته بر «تخت ترنا» خواند.

همین یاد آمدن مرا برد به دو سه سالی پیش از رسیدن انقلاب. سال‌های میانی دهۀ پنجاه. در آن ایام «حسن شهرستانی» که چهره  و صدایش بعد از آن غزلخوانی‌ در نمایش «آسید کاظم» برای مردم شناخته شده بود، سی روز ماه رمضان را قهوه‌خانه‌ای اجاره می‌کرد که در آن «ترنا» اجرا می‌شد و  صدای او که هر شب در بخشی از آن غزلی می‌خواند لطف مجلس و مراسم بود. مراسمی که از غروب بعد از افطار شروع می‌شد و تا توپ سحر ادامه داشت.

فکر کردم حالا که این مجموعه از غزلخوانی‌ها دم دست و این‌روزها هم ـ دست بر قضا ـ مصادف است با ایام ماه رمضان، شاید بد نباشد آن مقالۀ مفصل «محمود استاد محمد» را هم خلاصه کنم و به یادمان آن شب‌ها و روزها، اینجا به یادگار بگذارم که بماند.

ادامۀ مطلب >>>



30 مرداد ماه 1389

«آفتاب‌های همیشه»: شاملو در آینۀ صدای آیدا

از بهمن ماه 1342، که احمد شاملو «آیدا در آینه» را سرود تا مرداد ماه امسال [1389] که آیدا بخشی از آن را با صدای خود خواند چهل و شش ـ هفت سالی (بگو نزدیک به نیم قرن) گذشته است و حالا این «شاملو» ست که در آینۀ صدای «آیدا» تکرار می‌شود.
 


تو کجایی؟
در گستره‌ی بی‌مرز این جهان
تو کجایی؟
من در دوردست‌ترین جای جهان ایستاده‌ام
کنار تو
.  . .
.  . .

ادامۀ مطلب >>>



1 اردیبهشت ماه 1389

شعر «کوچه»، اولین بار در اردیبهشت ماه 1339 خورشیدی در هفته‌نامۀ «روشنفکر» به‌چاپ رسید. امسال مصادف است با پنجاهمین سال سرایش این شعر عاشقانه.

«شاعر دیار عشق و آشتی» نام فیلم مستندی‌ست که «ناصر زراعتی» در آن به زندگی و آثار ادبی ـ هنری «فریدون مشیری» پرداخته است.

در بخشی از این فیلم، شاعر از پیشینۀ سرودن و انتشار شعر «کوچه» می‌گوید و دو خاطره از درخواست علاقه‌مندان برای دکلمۀ این شعر، که شنیدنی است.

«بیشترین خاطره‌ام مربوط به دانشگاه شیراز است. همه داد می‌زدند: «کوچه! کوچه!». می‌تونید باور کنید که من شعر کوچه را می‌خوندم، دو هزار نفر با من همصدایی می‌کردند»

یادنامۀ پنجاه سالگی شعر «کوچه» را در اینجا ببینید!


بایگانی نوشتارهای زمستان 1388
بایگانی نوشتارهای پائیز 1388

**
بایگانی نوشتارهای پائیز
1385
بایگانی نوشتارهای تابستان 1385

بایگانی نوشتارهای بهار 1385

**
بایگانی نوشتارهای زمستان 1384
بایگانی نوشتارهای پائیز 1384
بایگانی نوشتارهای تابستان 1384
بایگانی نوشتارهای بهار 1384

ویژه‌نامۀ نوروز

* * *
 


 | حکایت‌خانه | ترانه‌ها و خاطره‌ها | روايت حکايت مکتوب | جُنگ صدا | تماس |