| حکایت باقی | روایات راوی | داستان‌سرا | جُنگ صدا | معرفی سایت |

 


در حریم و حرمت آتش

«آتشی که این چنین مقدسش می‌دونستند، بگذارند و از روی او بپرند و بگویند که: سرخی تو مال من و زردی من مال تو، به مراسم و اعتقادات قدیمی ایرانیان ارتباطی نداره و احتمالا بعدها، شاید هم از نظر خوار داشتن آتش این کارها را کرده باشند.» [ ادامه مطلب . . . ]
 


 

در کوچه باد می آمد و باد با خود بوی آن یگانه یار را نمی آورد. امروز هم کوچه خالی بود. . .

بخوانید!
 

ماجراهای «آقای چوخ بخت یوخ» شرح گم‌شدگی، استحاله یافتن و بحران هویت خانواده‌ای است که از ایران اسلامی شده به پناهندگی به  اروپا می‌آیند.

روایتی گرچه به طنز، ولی سخت تلخ و گزنده و
چه بسا به نوعی حدیث نفس بعضی از ما و یا شاید کسانی از دور و بری‌های ما هم می‌تواند باشد.  [ ادامه مطلب . . . ]
 

به یاد خاموشی «فروغ»، در بیست و چهارم بهمن ماه




* * *
با سپاس از نادر مظلومی، برای تهیه و ارسال مجموعه عکس
‌هایش از مراسم یادبود فروغ
 


 

اگر مانده بود. اگر می‌خواست که بماند. اگر گذاشته بودند که بماند، امروز (دوم بهمن ماه) شصت و دو ساله بود. خسرو گلسرخی، آن سرو ایستاده را می‌گویم. هم او که رسم «چانه زدن» نمی‌دانست. [ادامه مطلب . . . ]
 

* * *
 



 


 | حکایت باقی | روایات راوی | داستان‌سرا | جُنگ صدا | معرفی سایت |