| حکایت باقی | روایات راوی | داستان‌سرا | جُنگ صدا | معرفی سایت |

 

۲۴ اسفند ماه ۱۳۸۸

شوخی با فیلم‌های قدیمی در سینمای امروز ایران


 

قیصری به رنگ «صورتی»

اشارۀ «فریدون جیرانی» به سینمای سال‌های گذشته و گریز زدن او به فیلم‌های «مسعود کیمیایی» را یک‌بار دیگر در فیلم «صورتی» می‌بینیم. در صحنه‌ای که «فقیه سلطانی» ترانۀ مشهور اجرا شده در فیلم «قیصر» را می‌خواند.

جالب است که در بازسازی این صحنه ـ البته تا آنجا که می‌شده ـ کارگردان حفظ امانت کرده است. در فیلم «قیصر»، «شهرزاد» قبل از شروع به اجرای ترانه، پشت به دوربین، رو به گروه نوازندگان می‌رود، خم می‌شود و نام ترانه‌ای که قصد خواندنش را دارد می‌گوید. در فیلم «صورتی»، این حرکت و ظرافت رفتاری، امانت‌داری و رعایت شده است.

جالب‌تر از این اما ظرافت گفتاری دیگری در این فیلم است و آن‌‌هم این‌که ترانۀ «ویلون زنه‌ی عینکی رو باش»، ترانه‌ای «سنتی» معرفی می‌شود! [ ادامه مطلب . . . ]

 

۲۲ اسفند ماه ۱۳۸۸

گوزنی با کلاه قرمز!

معنای دقیق پارودی (Parody) را به فارسی نمی‌دانم. در عالم سینما اما آن‌دسته از فیلم‌هایی را گویند که اشارتی به‌طنز دارد به فیلمی که قبلا به نمایش در آمده و در زمان اکران، مقبولیت عام یافته است. در واقع نوعی کاریکاتور کردن فیلم یا صحنه‌هایی از فیلمی شناخته شده و مشهور.

در سینمای بعد از انقلاب ولی از این اشارات و گریز زدن‌ به صحنه‌هایی از فیلم‌های مشهور پیش از انقلاب کم نیست. در این‌جا اما نمونه‌ای خواهید دید که بازسازی صحنه‌ای از فیلم قدیمی و مشهور «گوزن‌ها» است. [ ادامه مطلب . . . ]

 

۱۵ اسفند ماه ۱۳۸۸

با اینا زمستون‌و سر می‌کنم
با اینا خستگی‌مو در می‌کنم

به سُنتِ روزهای آخر سال داشتم دفتر و پوشه‌های قدیمی را «خانه‌تکانی» می‌کردم! برخوردم به بریده روزنامه‌ای که رنگ رخسارش خبر از گذشت زمان می‌داد.

یادم نیست کدام روزنامه بود و دقیقا مربوط به چه روز و سال است. شاید یکی از سال‌های نیمۀ پنجاه در ایران و احتمالا روزنامۀ کیهان آن دوران.

دو خبر در این بریده از آن روزنامه آمده است. یکی: «منفردزاده برای «سوسن» آهنگ می‌سازد» و خبر دیگر که حاکی از انتشار کار جدیدی از مثلث هنری (اسفندیار منفردزاده ـ شهیار قنبری ـ فرهاد مهراد) است.

این ترانه که دومین همکاری این جمع با هم است، «کودکانه» نام دارد و خبر، مربوط به دو هفته پیش از پخش و به بازار آمدن آن. در پایان خبر، شعر ترانه هم چاپ شده. شعری که بعضی از سطرهایش در اجرا تغییر کرد و یک بند هم به پایان آن اضافه شد.

باقی حکایت را در اینجا بخوانید و بشنوید!


۷ اسفند ماه ۱۳۸۸

شاید شما هم از خود سوال کرده باشید. اینکه بزرگان دنیای هنر و ادب را باید در سالگشت زادروزشان یاد کرد یا در سالروز درگذشتِ‌ آن‌ها. این پرسشی است که گاهی از خودم می‌کنم.

شاید بهتر و پسندیده‌تر باشد در سالروز تولدشان، یادشان کنیم، چون آنطور که سعدی گفته، یکی «مردِ نکو نام»، یکی هم به فرمایش حافظ «آن‌که دلش زنده شد به عشق»، و بالاخره آن‌هایی که ـ چه مرد و چه زن ـ با کار و آثار خود در خاطره‌ها یاد و اثری ماندگار به‌جا گذاشته‌اند هرگز نمیرند و میرا نیستند.

امروز هفتم اسفند ماه، سالروز تولد «دلکش» خوانندۀ نام‌آشنای قدیمی است، و همینطور سالگشت درگذشت «علی‌اکبر خان دهخدا»، پدید آورندۀ لغت‌نامۀ ارزنده‌ای که می‌دانید و نویسنده‌ای که پایه‌گذار طنز نویسی نوین در ادبیات معاصر ایران بود. یاد و یادگارهاشان برقرار و ماندگار باد!

در بایگانی و میان مطالب نوشته شده، دو حکایت در بارۀ این دو دیدم. یکی خاطره‌ای از «ترانۀ رقص گیسو با صدای دلکش»، و دیگری مطلبی که «صدای زنده‌یاد علی‌اکبر دهخدا» را هم همراه دارد. دوست داشتید شما هم بخوانید و بشنوید!
 

۶ اسفند ماه ۱۳۸۸

از دستاوردهای وقایعی که پس از انتخابات اخیر در ایران روی داد، یکی هم جان گرفتن دوبارۀ «ترانۀ معترض» بود. بسیاری ترانه ـ سرود که به‌شکلِ آشکار یا پنهان اجرا شد و از طریق اینترنت در دسترس همگان قرار گرفت. کارهایی گاه بسیار حرفه‌ای که پدید آورندگان و خوانندگانِ آن اعلام و معرفی نشده‌اند. از ایندست آثار، یکی هم این ترانه است که بر مبنای سرودۀ «بر سوادِ سنگقرش راه» از «هوشنگ ابتهاج» اجرا و منتشر شد.

امروز، ششم اسفند ماه مصادف با ۸۲ سالگی «امیر هوشنگ ابتهاج (هـ . الف. سایه) است. سروده «بر سوادِ سنگفرش راه» که بیشتر با عنوان «جلاد، ننگت‌باد!» شهرت دارد، از اشعاری است که «سایه» ۵۷ سال پیش، در ۲۵ سالگی آن‌را در رشت سروده است.

متن این سروده، صدای شاعر و «ترانه ـ سرود» آن را در اینجا بخوانید و بشنوید!
 

۵ اسفند ماه ۱۳۸۸

سالگشت پدید آمدنِ سرایندۀ آرش کمان‌دار
سالرور ناپدید شدنِ مبتکر سازمان فرهنگی «ابتکار»

امروز پنجم اسفند ماه از جمله برابر بود با سالگشت زادروز «سیاوش کسرایی» سرایندۀ منظومۀ بلند و ماندگار «آرش کمانگیر».

هفته‌ای پیش این منظومه را به‌شکل نوشتاری و با صدای شاعر در این سایت گذاشتم که بهانۀ مطلبی بود در بارۀ «افسانۀ آرش از آغاز تا امروز».

امروز در ضمن یکی هم مصادف بود با سالروز ربوده شدن «ابراهیم زال‌زاده»، نویسنده و ناشر فعال ایرانی، و یکی از اولین قربانیان سلسله جنایاتی که به «قتل‌های زنجیره‌ای» شهرت یافت.

«ابراهیم زال‌زاده» مدیر و پایه‌گذار موسسۀ فرهنگی «ابتکار» بود. یادمان «صمد بهرنگی» با صدای «غلامحسین ساعدی»، قصۀ «خروس زری، پیرهن پری» به شکل نمایشنامۀ گفتاری، مجموعه‌های «چیدن سپیده‌دم» و «سکوت سرشار از ناگفته‌هاست» با ترجمۀ «احمد شاملو» از جمله کارهایی بود که به همت «ابراهیم زال‌زاده» از سوی «موسسۀ فرهنگی ابتکار» منتشر شد.

در سال ۱۳۵۸ نوار کاستی در یادمان «خسرو گلسرخی» منتشر شد که برای اولین بار صدای او در دکلمۀ آن شعر معروف، و  آن بخش از سخنانش را که پخش نشد در خود داشت.

متن این یادواره به‌قلم «ابراهیم زال‌زاده» بود که با صدای «بهرام رسول‌زاده» اجرا و گفتاری شده بود. خلاصه‌ای از آن‌را می‌توانید در یادمانامهٔ «خسرو گلسرخی» بشنوید!
 

۳ اسفند ماه ۱۳۸۸

عرض کنم در مطلب «تاریخچۀ سرود ملی در ایران»، چشمم افتاد به تکه فیلمی که سفر «رضا شاه» به ترکیه و دیدار او با «کمال آتاتورک» را نشان می‌داد. یادم افتاد به حکایتی از این دیدار که چند سال پیش خوانده بودم.

فکر کردم با این‌که هفتاد و شش ـ هفت سالی از ماجرای این سفر و آن واقعه می‌گذرد، ولی امروز که سوم اسفند ماه است و مصادف با سالگشت کودتای رضاخان، بی‌مناسبت نیست آن‌را برای شما هم روایت کنم.

حوصله کردید بخوانید. همگونی‌هایی در این حکایت با داستان این سال‌های اخیر هست که خود کشف خواهید کرد.

نصحیت «آتاتورک» به «رضاشاه» را در اینجا بخوانید و پند بگیرید!
 

۲ اسفند ماه ۱۳۸۸

به‌ یادمان «حسین گل‌گلاب» سرایندۀ شعر سرود همیشه ماندگار «ای ایران»

دوم اسفند ماه امسال مصادف بود با بیست و پنجمین سال درگذشت «حسین گل‌گلاب» سرایندۀ سرود مشهور «ای ایران». سرودی که این‌رزوها در همایش‌ها و حرکت‌های گروهی زیاد خوانده و شنیده می‌شود.

چند سالی پیش حکایت این سرود و تاریخچۀ اولین سرود ملی را برایتان روایت کرده‌ام که از بابت قضیۀ «عمو سبزی‌فروش» آن مورد استقبال واقع شد.

امسال به آن مطلب یک مجموعه از اجراهای متفاوت از این سرود را توسط خوانندگان مختلف هم اضافه کردم که اگر دوست داشتید بخوانید و بشنوید و در ضمن یادی هم از «حسین گل‌گلاب» شاعر کم‌شناختۀ این سرود بکنید.


تاریخچۀ سرود ملی در ایران را در اینجا بخوانید!

 

۲۹ بهمن ماه ۱۳۸۸

به يادبود شوره‌سالی که بر کرامتِ گل سُرخ، بارانِ تير باريد

در حکومت پیشین ایران و در رو در رویی با حکومتیان ـ آنچنان که در این حکومت و همۀ حکومت‌های بعد از این هم ـ کم نبوده‌اند کسانی که فنا شده‌اند. فدا، در راه باورهایی که داشتند و مهم‌ترین آن باورها، شاید، عدالت‌خواهی و برای همه یکسان‌خواستن‌هایشان.

به شهادت تاریخ این مبارزات اما، بوده‌اند نیز که مظلومانه و فقط به بهانۀ مردم‌دوستی‌شان بهایی گران پرداخته‌اند. جان‌های شریف‌‌شان را.

«خسرو گلسرخی» و «کرامت دانشیان» از آن‌جمله به ناحق کُشته‌شدگانند. مرگ مظلومانۀ آنان از همان فردای تیرباران‌شان، در ادبیات معاصر و به‌خصوص شعر امروز جای خود را باز کرد و ماندگار شد. جایی در کنار و هم‌سنگ با واقعۀ «سیاهکل».

سرود «بهاران خجسته‌باد!» یادگار نام و یادآور خاطرۀ «کرامت دانشیان» شد و «گُلِ سُرخ»، در شعر بعد از بهمن ۱۳۵۲ سمبل «گلسرخی».

یکی از ترانه‌هایی که به یادمان گلسرخی سروده و اجرا شد، ترانۀ  مشهور «شقایق» بود با شعری از «اردلان سرفراز»، آهنگی از ساخت‌های «فرید زُلاند»، تنظیم «آندرانیک آساطوریان» و صدای «داریوش اقبالی». [ ادامه مطلب . . . ]

 

۲۴ بهمن ماه ۱۳۸۸

سروده‌های «فروغ فرخ‌زاد» در ترانه‌های روز ایرانی
بخش سوم
« مجموعه ترانه‌های فروغ»

۲۴ بهمن ماه امسال، ۴۳ سال از مرگ فروغ می‌گذرد. دوست داشتم به یادبود این روز چیزی بنویسم. دیدم هرچه بنویسم به‌قول خودش: «تکرارِ تکرار است.» یعنی صاحبانِ قلم و اهل نظر چندان در بارۀ او و ویژگی های شعر و زندگی‌اش نوشته‌اند که دیگر حرفی تازه برای گفتن نمانده است.

و البته بگذریم از اینکه سواد من هم آنقدرها قد نمی‌دهد و خود در آن صلاحیت نیستم که در بارۀ شعر و شاعری اظهار نظر و سخن‌پردازی کنم. ولی گفتم در چنین روزی نام «فروغ» را نباید زمین گذاشت و از یادِ او هم که نمی‌شود بی هیچ حرف و سخنی گذشت.

پس به بضاعت اندکی که در آرشیو از ترانه‌های فروغ داشتم؛ نزدیک به پنجاه ترانه را در بخش سوم سروده‌های او گذاشتم؛ و یک یادداشت کوتاه هم از سابقۀ به‌کار گیری شعر شاعران نوپرداز در ترانه، تا این هم سهم ما باشد در یادمان «فروغ فرخزاد» که پریشادختِ شعر ایران بود و یادبود چهل و سومین سال درگذشت او که امروز است. تا چه پیش آید و چه در نظر افتد. [ ادامه مطلب . . . ]

 

۱۹ بهمن ماه ۱۳۸۸

امروز نوزدهم بهمن ماه، مصادف است با چهاردهمین سال درگذشت «سیاوش کسرایی» سرایندۀ منظومۀ بلند و مشهور «آرش کمانگیر».

راستش از شما چه پنهان تا همین چندی پیش گمان می‌کردم اسطورۀ «آرش» یکی از افسانه‌های شاهنامۀ فرودسی است. شما و خیلی‌های دیگر از ما هم شاید اینطور فکر می‌کنند. دلیلش هم شاید همین نام «افراسیاب» و «کوه البرز» و پهلوان بودن خود «آرش» در این حکایت، که بیشتر به داستان‌های اساطیری شاهنامه ماننده است و در آن مایه و حال و هواهاست.

ولی خب اینطور که فکر می‌کردم، نبود و نیست. تیر جناب «آرش» در واقع هزار سال پیش، از بند ششم در «یَشتِ هشتمِ» کتاب مذهبی «اوستا» رها شده و شاید برای شما هم جالب باشد اگر بدانید تا همین پنجاه و دو ـ سه سال پیش [سال ۱۳۳۶ خورشیدی] کسی از وجود چنین پهلوان و تیر و کمانی خبر نداشت تا دکتر «احسان یارشاطر» که برای اولین بار، حکایت «آرش» را در کتاب «داستان‌های ایران باستان» خود نوشت.

از آن تاریخ به بعد «افسانۀ آرش» زمینه‌ساز آثار نویسندگان و شاعران ایران شد و در طی نزدیک به ده سال پس از انتشار آن کتاب، چهار اثر ادبی بر اساس آن به‌وجود آمد.

نخستین اثر را «ارسلان پوریا» با عنوان «آرش تیرانداز» در سال ۱۳۳۸ منتشر کرد. او را از این بابت، می‌توان پیشکسوت شاعران و نویسندگانی که به استقبال این افسانه رفته‌اند دانست.

دومین اثر، از «سیاووش کسرایی»، شعری است موزون و بلند به‌نام «آرش کمانگیر» که نخستین بار در سال ۱۳۳۸ به چاپ رسید.

اثر سوم، داستانی است کوتاه از «نادر ابراهیمی» با نام «آرش در قلمرو تردید» که در سال ۱۳۴۲ در تهران چاپ و منتشر می‌‌شود.

اثر چهارم، یک مثنوی در بحر رمل، از «مهرداد اوستا» است تحت عنوان «حماسه آرش» که در سال ۱۳۴۴ و در مشهد چاپ و منتشر شده است.

همچنین در سال ۱۳۴۰ یک مجلۀ ادبی به‌نام «آرش» در تهران بنیاد گرفت و انتشار آن هشت سال دوام یافت.

 تاریخچۀ «افسانۀ آرش کمانگیر» را از آغاز تا امروز در [اینجا] بخوانید!
و به‌یاد سیاوش کسرایی، این منظومه را با صدای شاعر در [اینجا] بشنوید!

 

۱۰ بهمن ماه ۱۳۸۸
 

ایرج میزرا سروده‌ای دارد به نام «قلب مادر» با مطلع «داد معشوقه به عاشق پیغام». این قطعه را کمتر کسی است که نشنیده یا نخوانده باشد؛ ولی شاید عده‌ای ندانند پیشینۀ سرودن این قطعه چیست و اصل آن چه بوده و از کجاست؟

حکایت آن را به‌روایت دکتر «محمد جعفر محجوب» بخوانید؛
و در اجرای مشهور به «غزل خراباتی» با صدای «حسن شهرستانی» بشنوید!

 

۷ بهمن ماه ۱۳۸۸

سروده‌های «فروغ فرخ‌زاد» در ترانه‌های روز ایرانی
بخش دوم
«عاشقانه»

فروغ فرخ‌زاد از شاعران نوپرداز معاصر است. در سه دفتر اول اشعارش، «اسیر»، «دیوار» و «عصیان»، سروده‌ها بیشتر «چهار پاره» است. در دو دفتر بعدی اما نیمایی می‌سراید و در «تولدی دیگر»، یکی دو مثنوی و غزلواره هم دارد.

مثنوی «عاشقانه»، با مطلع «ای شب از رویای تو رنگین شده»، مشهور و به‌گوش آشناترین سرودۀ او در این قالب شعری است.

در مجموعه ترانه‌های که بر مبنای سروده‌های فروغ فرخ‌زاد خوانده شده، بعد از سرودۀ «آفتاب می‌شود»، مثنوی «عاشقانه» بیشترین اجرا را با صدای خوانندگان مختلف دارد.

«عاشقانه» سرودۀ «فروغ فرخ‌زاد» را در اجراهای مختلف بشنوید!
 

۵ بهمن ماه ۱۳۸۸

تک‌گویی‌های ماندگار سینما و تئاتر ایران
«محمدعلی کشاورز» در فیلم
«مادر»

دَهن مَهن، کُلون مُولون!

تک گویی در فیلم «مادر» را با متن نوشتاری در اینجا بخوانید و ببینید!
 

۲۱ دی ماه ۱۳۸۸

سروده‌های «فروغ فرخ‌زاد» در ترانه‌های روز ایرانی
بخش اول
«آفتاب می‌شود»

تا آنجا که می‌دانیم «فروغ فرخ‌زاد» فقط یک‌بار ـ از سر تفنن شاید ـ شعری را به قصد ترانه شدن سرود. ترانۀ «در خموشی‌های ساحل» که با صدای «محمد نوری» اجرا شد. شعری که متن آن در هیچیک از پنج مجموعه اشعار او دیده نمی‌شود.

پس فروغ، ترانه‌سرا نبود. شاید در زمان نوشتن و انتشار اشعارش حتا فکر هم نمی‌کرد بعدها سروده‌هایی از او آهنگین، و به شکل ترانه با صدای خوانندگان مختلف اجرا شود.

پس از درگذشت فروغ و در این سال‌های اخیر اما ترانه‌هایی در دست داریم که اشعار آن برگرفته، یا بخشی از سروده‌های اوست. چیزی نزدیک به پنجاه ترانه با صدای خوانندگان مختلف و اجراهای متفاوت که در چند نوبت آن‌ها را اینجا می‌گذارم تا علاقمندان ـ و شما هم اگر دوست داشتید ـ بشنوید.

«آفتاب می‌شود» سرودۀ «فروغ فرخ‌زاد» را در اجراهای مختلف بشنوید!
 

۵ دی ماه ۱۳۸۸

تک‌گویی‌های ماندگار سینما و تئاتر ایران
«بهروز وثوقی» در فیلم
«سوته‌دلان»
بخش دوم

التماسِ دعا، خوش به سعادت‌تون که می‌رین روضه. جاتون وسطِ بهشته. ما که دنیامون شده آخرت یزید. . .

تک گویی فیلم «سوته‌دلان» را با متن نوشتاری در اینجا بخوانید و ببینید!
 

* * *

 


 | حکایت باقی | روایات راوی | داستان‌سرا | جُنگ صدا | معرفی سایت |