| حکایت باقی | روایات راوی | داستان‌سرا | جُنگ صدا | معرفی سایت |

 

۲۸ اسفند ماه ۱۳۸۹

راستش اینکه اگر این یک‌قلم از کارهای «اسفندیار منفردزاده» از قلم می‌افتاد، مطلب «یادمان هفتاد سالگی او» به قلم من که «راوی حکایت باقی» باشم چیزی کم داشت.

معرفی و زنده نگه‌داشتن ادبیات فولکور و قصه‌های مردمی در مجموعۀ «قصه‌های ایرانی» نشانۀ توجه و تلاش او در این راه است. کاری مشترک با «مرتضا میرآفتابی» [سردبیر فصلنامۀ «سیمرغ» در آن سال‌ها] و «بهروز وثوقی» بازیگر نام‌آشنای سینمای ایران در مقام قصه‌خوان. [ ادامه مطلب . . . ]
 

۲۷ اسفند ماه ۱۳۸۹

در تکمیل «یادمان هفتاد سالگی اسفندیار منفردزاده» باید «ماهی سیاه کوچولو» نوشتۀ «صمد بهرنگی» را هم که به شکل نمایشنامۀ رادیویی اجرا شده اضافه می‌کردم. موسیقی زمینه این اجرا، از کارهای اوست.

قصدم این بود تصاویر کتاب را که نقاشی‌های «فرشید مثقالی» است از روی کتاب اسکن کنم و همراه با متن چاپی، فایل شنیداری این قصه را هم پای مطلب می‌گذاشتم.

متاسفانه اما دسترسی به نسخه‌ای از این کتاب نشد. حالا بد نیست همین جا بپرسم از شما کسی هست که این کتاب را داشته باشد و بخواهد آن را برای چند روزی به امانت قرض بدهد؟ اگر آری، که «روای حکایت باقی» را خبر کنید.

«ماهی سیاه کوچولو» نوشتۀ «صمد بهرنگی» در اینجا بشنوید!
 

۲۴ اسفند ماه ۱۳۸۹

(یادمان هفتاد سالگی «اسفندیار منفردزاده»)
از «صدای بی‌صدا» تا «سکوتم را مکن باور»
 

[ ۱۳۱۹ ] ـ بیست و چهارم اسنفد ماه از این سال پسری به دنیا می‌آید که خانواده‌اش او را «اسفندیار» و دوستان  نزدیکش «اسفند» می‌نامند. محل تولد: کوچۀ «در دار»، یکی از محله‌های قدیمی تهران، با قهوه‌خانه و حمام و بازارچه‌ای که سی سال بعد می‌شود محلۀ «قیصر» و محل فیلم‌برداری برای این فیلم. [ ادامه مطلب . . . ]
 

۲۳ اسفند ماه ۱۳۸۹

بازخوانی ترانه‌های «اسفندیار منفردزاده» از دیروز تا امروز

برای مطلب یادمان اسفندیار منفردزاده به بهاۀ هفتاد سالگی او، داشتم از آرشیوی که فراهم شده کارهای او را برای جعبۀ موسیقی پای آن نوشتار جمع‌آوری می‌کردم؛ فکر کردم خالی از لطف نیست اگر نمونه‌هایی از ترانه‌های بازخوانی شده را هم به این مجموعه اضافه کنم.

آن‌چه در جعبه موسیقی مربوط به این مطلب خواهید شنید شامل ترانه‌هایی است که یا با شعری دیگر بر ملودی و آهنگی ساختۀ منفردزاده اجرا شده (بوی عید ـ بنیامین بهادری)، یا بازخوانی ترانه‌ای با تنظیمی دیگر در آهنگ آن (مرد تنها ـ اندی)، و یا اجرای نایاب و شاید تا به‌حال نشنیده‌ای از ترانه‌هایی که به‌گوش شما بسیار آشناست (نماز با صدای داریوش اقبالی، پریا با صدای ابی، جمعه با صدای شهیار قنبری)، و همچنین موسیقی بدون کلام ترانه‌هایی که دیگران بر اساس آهنگ او اجرا کرده‌اند (جمعه با پیانوی فریبرز لاچینی).

این مجموعه را در اینجا بشنوید!
 

۲۱ اسفند ماه ۱۳۸۹

کی میدونه «قیصر» اینروزا کجاست؟


ترانۀ «قیصر» با صدای «داریوش اقبالی» با شعری از «روزبه بمانی» و آهنگی از «علیرضا افکاری با پیش درآمدی بر ملودی ترانۀ فیلم «گوزن‌ها» ساختۀ «اسفندیار منفردزاده» اجرا می‌شود.
«قیصر» یکی از ترانه‌های این آلبوم است که شاعر در آن نام تعدادی از فیلم‌هایی که «بهروز وثوقی» در آن ایفای نقش کرده را به اشاره و تمثیل آورده است.

باید از بلندای بام‌ خانه‌های قدیمی کاشان فیلم «طوقی» پرید تا به راز دلدادگی «داش‌آکل» و شرارت «کاکا رستم» (با بازی بهمن مفید) رسید. بغض مجید جوبگرد «سوته‌دلان» از این‌که اهل منزل به روضه می‌روند و او را نمی‌برند، صدای «منوچهر اسماعیلی» که فریاد عاصی «قیصر» بود رو به «خان‌دایی» که: «نزنی، می‌زننت»، کشته شدن «فرمان» غیرتمند (با بازی ناصر ملک‌مطیعی) به دست و دشنۀ برادران «آب‌منگل» و حس و فضای سنگین این صحنه‌ها را باید به خاطر داشت تا وقتی در مصراع آخر ترانه می‌شنویم: «این‌جا بازارچۀ آب‌منگلی‌هاست» دستگیرمان شود که شاعر و آهنگ‌ساز ساکن ایران با این شعر و در این ترانه چه می‌خواهند بگویند. [ ادامه مطلب . . . ]
 

۱۵ اسفند ماه ۱۳۸۹

اجراهایی که تا به امروز از ترانۀ «شهزادۀ رویایی» منتشر شده از روی نمونه‌ای است که چهل و چند سال پیش در یکی از فیلم‌‌فارسی‌های سینمای ایران  خوانده شد که آن نیز خود اجرایی غلط و دست و پا شکسته از نمونۀ اصلی این ترانه بود.

نسخۀ اول و نمونۀ اصلی این ترانه «چه رویایی» نام داشت. ابیات متین و شعر خوشایند آن از سروده‌های «بیژن ترقی» بود و آهنگ وزین و خوشایند آن در بیات اصفهان از ساخته‌های «مهندس همایون خرم» که «یاسمین» خواننده‌ای مشهور در دوران خود در اجرایی دلنشین آن‌را خواند که از رادیو ایران پخش شد.

در سال ۱۳۴۶ فیلمی رنگی ایستمن‌کالر به نام «دالاهو» به نمایش درآمد که کارگردانش «رشید یاسمی» بود و بازیگرانش «بهروز وثوقی» و «فروزان». فیلم بهره گرفته از طبیعت و مناظر پر دار و درخت منطقۀ کوهستانی دالاهو، و البته به سنت فیلم‌‌های فارسی آن‌ ایام همراه با صحنه‌های رقص و آواز، مورد استقبال واقع شد.

«شهزادۀ رویایی» که عهدیه در فیلم «دالاهو» خواند و «فروزان» آن‌را لب زد اما با آن‌چه که «یاسمین» در نمونۀ اصلی خوانده بود تفاوت‌هایی در کلام و معنا داشت. آهنگ آن که «بیات اصفهان» بود با یک «والس سه‌ضربی» ادغام شده و کلام شعر از شکل کتابت به زبان محاوره در آمده بود. «بهروز وثوقی» هم مثل «تارزان» با تن‌پوش و تنبانی از پوست پلنگ، آدمی که در کوه و کمر بزرگ شده، «شهزادۀ رویایی» فیلم بود که از دیدن قر کمر «فروزان» رم می‌کرد و پا به فرار، در پس و پشت درخت و بوته‌ها از نظر گم می‌شد.

مجموعه‌ای از اجراهای مختلف این ترانه را در اینجا بشنوید!
 

* * *

 


 | حکایت باقی | روایات راوی | داستان‌سرا | جُنگ صدا | معرفی سایت |