| حکایت باقی | روایات راوی | داستان‌سرا | جُنگ صدا | معرفی سایت |

 




بهار خنده زد و ارغوان شکفت.
 در خانه، زیر پنجره گل داد یاس پیر
.
. . .
. . .

بخوانید و بشنوید!

 



بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک

«خوش به‌حالِ غنجه‌های نیمه‌باز» سال ۱۳۴۱ و در  مجموعۀ «ابر و کوچه» منتشر شد. داستان چگونگی این سروده را به‌نقل از «فریدون مشیری» بخوانید و چند اجرای ترانه‌ای از این شعر را با صدای خوانندگان مختلف بشنوید. [ ادامه مطلب . . . ]
 


 

شکوفه می‌رقصد از باد بهاری
. . .

ببینید و بشنوید!


در انبوه ترانه‌هایی که شنیده‌ایم، ترانه‌هایی هم هستند که ضمن شیوایی شعر و کلام، یا زیبایی ملودی و آهنگ و گیرایی صدای خواننده‌ی آن، سرگذشت و ماجرایی نیز در پیشینه‌ی خود دارند. ترانه‌ی مشهور «بهارم، دخترم» از آندست است. به بهانۀ آغاز بهار، داستان چگونگی خلق این ترانه را از زبان «فریدون مشیری» [شاعر] و فرهاد فخرالدینی [آهنگ‌ساز] بشنوید! [ ادامه مطلب . . . ]
 


 

من و تو، درخت و بارون . . .


                                                            عکس‌ از: سودابه قاسملو    

                          من باهارم تو زمین
                                              من زمینم تودرخت
                                                                  من درختم تو باهار ـ
                        
                        ناز انگشتای بارون تو باغم می‌کنه
                                                          میون جنگلا طاقم می‌کنه.
 

ادامۀ شعر را در اینجا بخوانید و چند ترانه که بر اساس این سروده اجرا شده را هم بشنوید!
 


 

دل به وجد آرد به گلشن رقص پروانه
می‌پرد از روی گل‌ها شاد و مستانه
. . .

بشنوید و بخوانید!



 


عکس از: فرشید فرجوند فردا

به استقبال بهار میهنی

گرچه اینجا از بهار میهنی
سرزمین سرد غربت خالی است
می‌شود اما به عشق آن بهار
در هوای عید و فروردین نشست

در اینجا بخوانید!

 




بوی عیدی، بوی توپ، بوی کاغذ رنگی

و اما مگر می‌شود یاد عیدهای دوران کودکی افتاد و از «سر آمدن زمستان» و «نوروز» و «باور بهار» و «عیدانه» گفت، ولی از «کودکانه» نگفت و یاد این ترانه نیفتاد؟

در اینجا بخوانید و بشنوید!
 


باز کُن پنجره را


باز کُن پنجره را، دخترکم فصل بهارست
به کناری بزن این پردۀ غمگین دل آزار
باز کُن پنجره را
تا زند دختر خورشید، بر این غمکده لبخند
تا وزد موج نسیمی به من از دامن دربند
تا دمد نور سپیدی به تو، از سینۀ البرز
تا رسد عطر دلاویز گل از سوی دماوند
باز کن پنجره را فصل بهار است
باغ، بیدار شد از خواب دی و بهمن و اسفند

در اینجا بخوانید!
 




«. . . اینجا عید هم گران است، هم نایاب است. جنس‌ش هم مرغوب نیست. نه طعم دارد، نه رنگ و نه بوی سر پل تجریش را می‌دهد. یادم باشد این بار که به خانه آمدم، مقداری عید بیاورم. برای زندگی لازم است. عید یعنی زندگی. . .»

نوشتاری از نویسندۀ وبلاگ «دلتنگستان» در اجرایی رادیویی

از اینجا بشنوید!
 





« . . . دیگر بچه‌ها را نمی‌دانم. ولی من حالا چند سالی است که به یاد مادر، گل سرخی را کنار کاسۀ ماهی‌های سرخ می‌گذارم و وقتی سال تحویل می‌شود گل را می‌بوسم.
 و عجیب است که بوی مادر می‌دهد. . . »

نوشتاری از «هوشنگ حسامی» را در تنظیم و گفتاری رادیویی

از اینجا بشنوید!
 


«
گل اومد، بهار اومد»

«گل اومد، بهار اومد» سرودۀ «منوچهر نیستانی» است و از جمله قصه‌های کودکانی که در قالب شعر و به زبان محاوره روایت شده.

این سروده، اول‌بار با نقاشی‌های «پرویز کلانتری» به شکل کتاب و بعد در اجرایی گفتاری ـ شنیداری به شکل نمایشنامه، از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شد.

«گل اومد، بهار اومد» داستان تلاش آدمی‌ست برای چیره شدن بر دیو تیر‌گی، و امید به آغازی نو که رسیدن بهار بشارت دهندۀ آن است. [ ادامه مطلب . . . ]
 


 


 

* * *

 


 | حکایت باقی | روایات راوی | داستان‌سرا | جُنگ صدا | معرفی سایت |