| حکایت‌خانه | ترانه‌ها و خاطره‌ها | روايت حکايت مکتوب | جُنگ صدا | تماس |

 


14 بهمن ماه 1390

یارب مرا یاری بده تا خوب آزارش کنم.

هفتۀ پیش در بایگانی ترانه‌های قدیمی، دنبال اجرای اول ترانۀ «تکدرخت» با صدای «پوران» می‌گشتم تا پای مطلبی که در پیشینه و ریشه‌های این ترانه نوشته بودم بگذارم. در آن میان چشمم خورد به ترانۀ «دیوانگی» با صدای همین خواننده.

ادامۀ مطلب >>>

10 بهمن ماه 1390


                                      عکس از: مریم زندی

من شکوفایی گُل‌های امیدم را در رؤیاها می‌بینم،
و ندایی که به من می‌گوید:
«گر چه شب تاریک است
«دل قوی دار،
سحر نزدیک است

امروز سالگشت زادروز «حمید مصدق» سرایندۀ منظومۀ بلند «آبی، خاکستری، سیاه» است. برگرفته‌هایی از این سروده را با صدای شاعر، و اجراهایی از آن را در چند ترانه با صدای خوانندگان مختلف بشنوید!

ادامۀ مطلب >>>

4 بهمن ماه 1390

من اینجا تا نفس باقی‌ست می‌مانم.
من از اینجا چه می‌خواهم، نمی‌دانم!
امید روشنایی گرچه در این تیرگی‌ها نیست،
من اینجا باز در این دشتِ خشکِ تشنه می‌رانم.

دکلمۀ «ریشه در خاک»، با صدای فریدون مشیری،
و چند اجرای ترانه‌ای از این شعر را با صدای خوانندگان مختلف بشنوید.


29 دی ماه 1390

ترانه‌های ماندگاری که از «فرهاد» ماند!

امروز (29 دیماه) سالگشت زادروز «فرهاد مهراد» است. او در فصل «ترانۀ نوین در موسیقی معاصر ایران» یکی از شناخته‌ترین خواننده‌های «ترانۀ معترض» بود.

فرهاد کم خواند، اما به لطف همکاری با ترانه‌سرایانی چون «شهیار قنبری» و موسیقی «اسفندیار منفردزاده» و سروده‌های «احمد شاملو»، ترانه‌هایی ماندگار را از صدا و اجرای خود به یادگار گذاشت.

ادامۀ مطلب >>>

23 دی ماه 1390

با یاد زنده‌یاد «ایرج گرگین»

از داستان «شازده کوچولو»، چند ترجمه و دو اجرای نمایشنامه‌ای وجود دارد. یکی با ترجمه و صدای «احمد شاملو»، با عنوان «مسافر کوچولو»، و دیگری با اجرای «ایرج گرگین» در مقام راوی داستان.

از خبرهای بد امروز (جمعه) یکی هم خبر درگذشت «ایرج گرگین» بود. از او باید در فرصتی بهتر، بیشتر از این‌ها نوشت. امروز اما به یادبودش، صدایش را در روایت «شازده کوچولو» او از آنتوان دوسنت اگزوپری بشنوید!

ادامۀ مطلب>>>

19 دی ماه 1390

هشتاد یادگار از «پرویز وکیلی»، شاعر ترانه‌های ماندگار

«پرویز وکیلی» یکی از شاخص‌ترین ترانه‌سرایانی بود که کارهایش، هم رونق دوران دوم ترانۀ نوین بود، و هم راهگشا و الگویی برای ترانه‌سرایان جوان بعد از خودش شد.

آنچه که بعدها به (مثلث هنری) شهرت یافت، اولین بار با «پرویز وکیلی» [ترانه‌سرا]، «عطاالله خُرم» [آهنگ‌ساز] و «ویگن» [خواننده] شکل گرفت. این سه هنرمند، با همکاری هم، خاطره‌انگیزترین ترانه‌های ماندگار موسیقی «پاپ» ایران را از خود به یادگار گذاشته‌اند.


امروز (19 دیماه) سالگشت درگذشت اوست. در یادمان او، هشتاد یادگار از ترانه‌های ماندگار او را بشنوید.

ادامۀ مطلب >>>

17 دی ماه 1390

«غلامرضا تختی» در شعر امروز ایران

در ایران و حداقل در این نیم قرن اخیر کسان زیادی نبوده‌اند که آنقدر بخت‌یار باشند تا در زمان حیات‌شان از آنها به گونه‌ای سزاوار و درخور قدردانی و تجلیل به عمل آمده باشد.

«تختی» اما شاید یکی از معدود و شاید اصلا تنها شخصیتی است که هم در زمان حیات، و هم بعد از وفات از احترام و جایگاهی شایسته و سزاوار در نزد مردم برخوردار بوده و هست.

امروز (هفدهم دیماه) مصادف است با چهل و چهارمین سال درگذشت او.

ادامۀ مطلب >>>

8 دی ماه 1390

سر کوه بُلند آمد عقابی.
نه هیچش ناله‌ای، نه پیچ و تابی.
نشست و سر به‌سنگی هِشت و جان داد؛
غروبی بود و غمگین آفتابی.

* * *

دکلمه و شعر: مهدی اخوان‌ثالث
آهنگساز: مجید درخشانی
آوازخوان: صدیق تعریف
آلبوم: خیال‌انگیز

در اینجا بشنوید!
 

4 دی ماه 1390
 

چهارم دی‌ماه، از جمله مصادف است با سالگشت زادروز «احمد محمود» نویسندۀ معاصر.

در قصه‌های «احمدمحمود»، زنان از حرمت و جایگاه خاصی برخورداند. داستان کوتاه «در تاریکی»، نمونه‌ای از نگاه این نویسنده است به مظلومیت زن ایرانی، و ستم مضاعفی که بر این نیمۀ دیگر می‌رود. «شریفه» نمادی از زن روستایی و محروم است.

 داستان «در تاریکی» از او را در اجرایی شنیداری بشنوید!
 

2 دی ماه 1390

یک سال، شب کریسمس بچه‌ها را غافلگیر کردم. راستش از کاج‌هایی که با چراغ‌های کوچک و رنگارنگ پشت پنجره مردم می‌دیدم، خوشم آمده بود. یک مقدار احساساتی شده بودم. تازه می‌فهمیدم بچه‌ها چه می‌کشند. هر چه فکر کردم دیدم هیچ خطری نیاکان باستانی و افتخارات ملی مرا تهدید نمی‌کند. دیدم یک کاج، کوچکتر از آن است که تاریخ و تمدن مرا زیر سوال ببرد. حتی فکر کردم آحاد نیاکان باستانی هم اگر الان در لندن بودند، چه بسا کاجی روشن می‌کردند. نادر شاه جواهراتی را که از هند آورده بود به آن می‌آویخت و عادل‌شاه، بیضه‌های بریدۀ آقامحمدخان را. . .

«شبی که من کاج شدم» نوشتۀ «هادی خرسندی» را از اینجا بشنوید!

راوی در «فیس‌بوک»

نیمایوشیج جایی گفته است: «آنکه غربال به دست دارد، از پس کاروان می‌آید» حالا حکایت فیسبوک‌دار شدن من راوی است بعد از این‌همه سال که کاروان فیس‌بوک راه افتاده و آنهم به ضرب ضرورت زمان و زور بعضی از دوستان که: «ای فلانی کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش».

باری دل به دریا زدیم و ما هم در گوشه‌ای از آن بازار شام پلاسی باز کردیم، تا متاع جمع شده در غربال‌مان چه باشد و چه از آب در آید که از شما چه پنهان شنیده‌ام این «فیس‌بوق» گاهی مصداق «آب در غربال» است و خلاصه که حکایتی است برای خودش.
 
مخلص کلام اینکه نشانی بساط راوی در آنجا [اینجاست]. برویم ببینیم چه خواهد شد. به‌قول شاعر: یا به ساحل می‌رسم، یا غرق دریا می‌شوم.
 


بایگانی نوشتارهای پاییز 1390
بایگانی نوشتارهای تابستان 1389
بایگانی نوشتارهای بهار 1390

* * *
بایگانی نوشتارهای زمستان 1389
بایگانی نوشتارهای پاییز 1389
بایگانی نوشتارهای تابستان 1389
بایگانی نوشتارهای بهار 1389

*
بایگانی نوشتارهای زمستان
1388
بایگانی نوشتارهای پائیز 1388

**
بایگانی نوشتارهای پائیز
1385
بایگانی نوشتارهای تابستان 1385

بایگانی نوشتارهای بهار 1385

**
بایگانی نوشتارهای زمستان 1384
بایگانی نوشتارهای پائیز 1384
بایگانی نوشتارهای تابستان 1384
بایگانی نوشتارهای بهار 1384

ویژه‌نامۀ نوروز

* * *

 


 | حکایت‌خانه | ترانه‌ها و خاطره‌ها | روايت حکايت مکتوب | جُنگ صدا | تماس |