| حکایت‌خانه | ترانه‌ها و خاطره‌ها | روايت حکايت مکتوب | جُنگ صدا | تماس |

 

« شوکولات »

گفت: دوست‌یم؟
گفتم: دوستِ دوست.
گفت: تا کجا؟
گفتم: دوستی که «تا» نداره.
 
سالی پیش بود گویا که نوشتاری به دستم رسید از «زری نعیمی» نامی با عنوان «شوکولات». این مطلب همان ایام در یکی از برنامه‌های رادیویی «جنگ صدا» با زیر صدایی از موسیقی ترانۀ معروف «بهار دلنشین» اجرا شد.

(البته آنچنانکه در عرف و عادت ما بوده و وجدان ژورنالیستی! حکم می‌کرد، با ذکر نام نویسندۀ مطلب. بعدها دیگرانی نیز این مطلب را چنانکه عادتشان بوده و هست، بی‌اینکه نامی از نویسنده و یا منبع دریافت آن ببرند چنانکه افتد و دانید خواندند.)

آن نوشتار گرچه ساخت و پرداختی دقیق و پخته نداشت و ندارد، ولی با این وجود در گوهر خود از حس و حال و صمیمیتی صادقانه و پاک برخوردار بود که در نهایت به دل می‌نشست. شاید چون از دل برآمده بود. بشنوید شاید به دل شما هم نشست.

* * *


 | حکایت‌خانه | ترانه‌ها و خاطره‌ها | روايت حکايت مکتوب | جُنگ صدا | تماس |