| حکایت‌خانه | ترانه‌ها و خاطره‌ها | روايت حکايت مکتوب | جُنگ صدا | تماس |

 

تک‌گویی ماندگار سینما و تئاتر ایران
( 2 )
«بهمن مفید» در فیلم «قیصر»

 

«من بودم، حاجی نصرت، رضا پونصد، علی فرصت، آره و اینا خیلی بودیم، کریم آقامونم بود. (کریم آبمنگل. میشناسیش.)

آره، از ما نه، از اونا آره، که بریم دوا خوری. تو نمیری، به موت قسم اصلا ما تو نخش نبودیم. آره، نه، گاز، دنده، دم هتل کوهپایۀ دربند اومدیم پایین. یکی چپ، یکی راست، یکی بالا، یکی پایین، عرق و آبجو جور شد؛ رو تخت نشسته بودیم داشتیم می‌خوردیم.

اولی‌ رو رفتیم بالا به سلامتی رفقا، لولِ لول شدیم. دومی رو رفتیم بالا به سلامتی جمع، پاتیل پاتیل شدیم. سومی رو، اومدیم بریم بالا، آشیخ علی نامرد ساقی شد. گفت: برین بالا؛ مام رفتیم بالا. گفت: به سلامتی میتی [مهدی]، تو نمیری، به موت قسم خیلی تو لب شدم. این جیب نه، اون جیب نه، تو جیب ساعتی، ضامندار اومد بیرون. رفتم و اومدم، دیدم کسی رو زمین خوابیده‌اس.

پریدم تو اُتول. اومدم دم کوچه مهران، بغل این نُرقه‌فروشیه. [نقره‌فروشی] اومدم پایین، یه پسره هیکل میزونه ـ اینجوریه ـ زد به‌هم، افتادم تو جوب. گفتم: هته‌ته گفت: عفت. یکی گذاشت تو گوشم. گفتم نامردا. دومیشم زد؛ از اولیش قایمتر زد.

دست
کردم جیبم که برم و بیام؛ چشامو وا کردم دیدم مریضخونه روسام.
[مریض‌خانۀ روس‌ها = بیمارستان شوروی]

حالا ما به همه گفتیم زدیم. شومام بگین زده. آره! خوبیت نداره؛ واردی که. . .»

* * *

لینک‌های مرتبط با مطلب در این سایت:

نگاهی به فیلم «قیصر» و قضیۀ آن سانسور «سه حرفی!»

* * *

تک‌گویی‌های ماندگار سینما و تئاتر ایران:

«محمود استادمحمد» در نمایشنامۀ «شهر قصه»
«بهروز وثوقی» در فیلم «طوقی» ساختۀ «علی حاتمی»
«بهروز وثوقی» در فیلم «سوته‌دلان» ساختۀ «علی حاتمی» (بخش اول)
«بهروز وثوقی» در فیلم «سوته‌دلان» ساختۀ «علی حاتمی» (بخش دوم)

* * *


 | حکایت‌خانه | ترانه‌ها و خاطره‌ها | روايت حکايت مکتوب | جُنگ صدا | تماس |