سنجد! دَهن مَهن، کُلون مُولون.
سِهره مِهره یه دوجین بچه میزاد
یکیش میشه بُلبُل. ننۀ ما کَت
سهرهرو بست و زایید گُل و
بُلبُل. . . آخزو (Achso).
بَهبَه! چه تخم و ترکهای!
ترنجبین بانو.
مام دولتی سر داییمون شدیم روده
پاککُن. واَلا یه هَلههولهای
میشدیم از این قماش. قرهقورتی،
بامیهای؛ کُمپوتمُمپوت.
(برو کنار)
اروآی امواتت از این
جنازه مُردهشوری برمیاومد
زآبرآش کردین واسه یه نعشکشی. آمبولانس تو خیابون ببینتش جلبش
میکُنه. . .»
* * *
پانویس اول:
آخزو
(Achso)
= اصطلاحی در زبان آلمانی به معنای:
که اینطور، پس اینطور، خُب پس.
پانویس دوم:
«سِهره
مِهره یه دوجین بچه میزاد یکیش
میشه بُلبُل.»
پیش از فیلم «مادر»، جملاتی از اینگونه
را در زبان و سینمای علی حاتمی،
از زبان دیگر شخصیتهای چند فیلم
دیگر او نیز شنیدهایم. از
جمله
در فیلم سوتهدلان از زبان کریم
خطاب به همسرش زینت:
«تو عالم آوازه خونا، یکیش میشه
قمر، بقیه، اِی، میخونن.»
و نیز
در فیلم «کمالالملک» از زبان شاه
ناصرالدینشاه در خطاب به مدیر مدرسۀ
دارالفنون: «مدرسه هنر، مزرعه بلال
نیست آقا، که هر سال محصول بهتری
داشته باشد. در کواکبِ آسمان هم،
یکی میشود ستاره درخشان، الباقی
سوسو میزنند.»