|
راوی در «فیسبوک»

نیمایوشیج جایی گفته است: «آنکه غربال به دست دارد، از پس کاروان میآید»
حالا حکایت فیسبوکدار شدن من راوی است بعد از اینهمه سال که کاروان فیسبوک
راه افتاده و آنهم به ضرب ضرورت زمان و زور بعضی از دوستان که: «ای فلانی
کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش».
باری دل به دریا زدیم و ما هم در گوشهای از آن بازار شام پلاسی باز کردیم،
تا متاع جمع شده در غربالمان چه باشد و چه از آب در آید که از شما چه پنهان
شنیدهام این «فیسبوق» گاهی مصداق «آب در غربال» است و خلاصه که حکایتی است
برای خودش.
مخلص کلام اینکه نشانی بساط راوی در آنجا [اینجاست].
برویم ببینیم چه خواهد شد. بهقول شاعر: یا به ساحل میرسم، یا غرق دریا
میشوم.

14 اردیبهشت 1390


چهاردهم ارديبهشت ماه، مصادف است با
هفتمین سال درگذشت «سوسن»، مردمیترين
خوانندۀ مردم کوچه و بازار. همو که از
صدا و ترانههايش اينهمه ياد در خاطره
داريم.
آنچه
در ادامه خواهيد خواند روايت من کاتب اين
حکايت است
از آن خواننده، و بهانهای
شايد براي ياد بعضی کسان و نام برخی
نفرات. تا چه پيش آيد و چه در نظر افتد.
ادامۀ
مطلب>>>

11 اردیبهشت 1390
برخیز ای داغ لعنت
خورده!

گفته میشود تا امروز و در عصر ما دو
ترانه ـ سرود وجود دارد که بيش از هر
آهنگ و سرود ديگری در جهان خوانده و
شنيده شده. اول آن بخش از سمفوني شماره
9
بتهوون است که سرودهای از «شيلر» شاعر
آلمانی به نام «انسانها» به صورت آواز
جمعی يا کر میخوانند، و دوم سرود
«انترناسيونال» است که با روز جهانی
کارگر در اولين روز ماه می عجين شده.
ادامه مطلب>>>

9 اردیبهشت 1390
«پرستویی
شد و پرپر زنان رفت. . .»
یاد و خاطرهای از «منوچهر سخایی»
«منوچهر سخایی»، قبل از آنکه به هنر روی بیاورد و خوانندهای بهنام شود،
خبرنگار پارلمانی کیهان بود و گاهی مطالب هنری هم مینوشت از جمله وقتی که
فیلم «خیام» از ساختههای بازاری هالیودی به ایران آورده و بر روی اکران
سینما رکس تهران رفت.
«سخایی» که به اهمیت ادبی، ملی و میهنی خیام توجه دارد نقدی مینویسد که در
صفحه اول «کیهان» منتشر میشود. در این فیلم کارگردانان و فیلمسازان
هالیوود، زندگی شاعر و متفکر ایرانی را از دید ظاهری و زود گذر دنیا نگریسته
و بیتوجه به اعتقادات و دروننگری عرفانی او، زندگی «خیام» را بر پرده سینما
مجسم کرده بودند. می و معشوق و باده ناب و رقاصان حرمسرا و ولنگاری و
عشرتطلبی، تم اصلی فیلم بود.
ادامۀ مطلب > > >

8 اردیبهشت 1390
«بانوی اردیبشهت»
به بهانۀ نودمین سال تولد سیمین دانشور

بانوی
اردیبهشت قطعا
«سیمین
دانشور»
است.
نویسندۀ
رمان
«سووشون»،
«شهری چون بهشت»، «به کی سلام کنم»،
«جزیره سرگردانی» و
«ساربان».
هشتم
اردیبهشت ماه
امسال
مصادف است با سالگشت
نودمین
زادروز
این بانوی بزرگ
ادبیات معاصر ایران. ماندگاری نام
«سیمین
دانشور»
از بلندای شخصیت و
استقلال قلم خود
اوست، «جلال آل احمد» همسر و همپای
زندگیش بود. همین. این را امروز
دیگر
همگان میدانند
و گفتن ندارد.
ادامۀ مطلب >>>

1 اردیبهشت 1390
هر سال اولين روز از ارديبهشت ماه که
ميرسد، ياد «سهراب سپهري» هم مي آيد.
يادِ رفتنش در چنين روزی و اينکه ديگر
در ميانِ ما نيست. ياد او را يادمان
باد!

با یاد شاعر «صدای پای آب» مجموعه
ترانههایی از سرودههای او را
بشنوید!

1 فروردین 1390

بهار خنده زد و ارغوان شکفت.
در
خانه، زیر
پنجره گل داد یاس
پیر.
. . .
. . .

بایگانی نوشتارهای بهار 1390
* * *
بایگانی نوشتارهای زمستان 1389
بایگانی نوشتارهای پاییز 1389
بایگانی نوشتارهای تابستان 1389
بایگانی نوشتارهای بهار 1389
*
بایگانی نوشتارهای زمستان
1388
بایگانی نوشتارهای پائیز
1388
**
بایگانی نوشتارهای پائیز
1385
بایگانی نوشتارهای تابستان 1385
بایگانی نوشتارهای بهار 1385
**
بایگانی نوشتارهای زمستان 1384
بایگانی نوشتارهای پائیز 1384
بایگانی نوشتارهای تابستان 1384
بایگانی نوشتارهای بهار 1384
ویژهنامۀ نوروز
* * *
|