«فریدون جیرانی» را اهل مطالعه با
مقالات تحقیقیاش
(مثل:
ریشههای سینمای عامهپسند ایران،
ماهنامۀ فیلم، شماره 339، آبان
1384)، بینندههای تلویزیون با
سریال «مرگ تدریجی یک رویا»، و
علاقهمندان به سینما با
«سهگانهها» یا تریلوژیهایش
میشناسند.
او که در مقالۀ «زین شبهای تار،
مانده یادگار» نشان داد چقدر با
تاریخ سینمای ایران و فیلمهای قبل
از انقلاب ـ از همه نوعش ـ آشنایی
دارد، در سهگانههای ستاره، با
تمرکز بر مقولۀ هنر سینما و تئاتر و
بازیگران آن، به این مقوله پرداخت.
در صحنهای از فیلم «ستاره بود»،
آنجا که دوربین در شبِ خیابانِ
لالهزار از روی کرکرۀ بستۀ پاساژ و
مغازههای فروش لوازم الکتریکی
میگذرد، همزمان در زمینۀ فیلم صدای
خوانندگان نام آشنایی که در
تماشاخانههای لالهزار به شهرت
رسیدند پخش میشود.
در همین فیلم و همان صحنه، بین تکه
ترانههایی که «دواود مقامی» و
«آعاسی» میخوانند صدای آشنای دیگری
بهگوش میرسد. صدای «سید رسول»
[بهروز وثوقی] در فیلم «گوزنها» که
در اعلام شروع نمایشنامۀ «هیتلر و
کلفت پُررو» با صدایی خسته و خمار
میگوید: «آغاز برنامههای ما
هماکنون شروع شد. بشتابید.
نمایشنامۀ کمدی موزیکالِ خشم هیتلر
. . .»
اگر این صحنه از فیلم را اشارۀ
کارگردان به روزگار سپری شدۀ شبهای
لالهزار بدانیم، آن صدا از فیلم
«گوزنها» یادآور سینمای آنسالهاست
و شاید هم نوعی ادای احترام به
مسعود کیمیایی.
اشارۀ «فریدون جیرانی» به سینمای
سالهای گذشته و گریز زدن او به
فیلمهای «مسعود کیمیایی» را یکبار
دیگر در فیلم «صورتی» میبینیم. در
صحنهای که «فقیه سلطانی» ترانۀ
مشهور اجرا شده در فیلم «قیصر» را
میخواند. جالب است که در بازسازی
این صحنه ـ البته تا آنجا که میشده
ـ کارگردان حفظ امانت کرده است.
جالب است که در بازسازی این صحنه ـ
البته تا آنجا که میشده ـ کارگردان
حفظ امانت کرده است. در فیلم
«قیصر»، «شهرزاد» قبل از شروع به
اجرای ترانه، پشت به دوربین، رو به
گروه نوازندگان میرود، خم میشود و
نام ترانهای که قصد خواندنش را
دارد میگوید. در فیلم «صورتی»، این
حرکت و ظرافت رفتاری، امانتداری و
رعایت شده است.
جالبتر از این اما ظرافت گفتاری
دیگری در این فیلم است و آنهم
اینکه ترانۀ «ویلون زنهی عینکی رو
باش»، ترانهای «سنتی» معرفی
میشود!