«بانوی اردیبشهت»
به بهانۀ نودمین سال تولد سیمین
دانشور
« . . .
گریه نکن خواهرم. در خانهات
درختی خواهد رویید و درختهایی در
شهرت و بسیار درختاندر سرزمینت.
و باد پیغام هر درختی را به درخت
دیگر خواهد رسانید و درختها
از بادخواهند پرسید: در
راه که میآمدی
سحر را ندیدی؟» [بند
آخر از رمان
«سووشون»
نوشتۀ
سیمین دانشور] بانوی
اردیبهشت قطعا
«سیمین
دانشور»
است.
نویسندۀ
رمان
«سووشون»،
«شهری چون بهشت»، «به کی سلام کنم»،
«جزیره سرگردانی» و
«ساربان».
هشتم
اردیبهشت ماه
امسال
مصادف است با سالگشت
نودمین
زادروزاین بانوی بزرگ
ادبیات معاصر ایران. ماندگاری نام
«سیمین
دانشور»
از بلندای شخصیت واستقلال قلم خود
اوست، «جلال آل احمد» همسر و همپای
زندگیش بود. همین. این را امروز
دیگر
همگان میدانند
و گفتن ندارد.
در بارۀ جایگاه سزاواری که او در
عرصۀ ادبیات معاصر ایران دارد بسیار
نوشتهاند و کم نخواندهاید. این
روزها به مناسبت نود سالگی او بسا
که بسیار بنویسند و بیشتر از این
بخوانید.
بضاعت اندک من که راوی حکایت باقی
باشم اما چند بریده صدا از تکه
فیلمهای است که چند سالی پیش ناصر
زراعتی در دیدارش با این بانوی
بزرگوار به قصد ساختن مستندی از او
گرفته بود.
چه خوب میشد اگر آن مستند به این
مناسبت آماده میبود و علاقمندان و
دوستداران نویسنده، او را در محیط و
حیاط آن خانۀ مشهور در محلۀ تجریش
میدیدند و . . .
بخشهایی از آن صداها را به یادمان
این مناسبت در اینجا میگذارم بلکه
از دوستان کسی شنید و به گوش ایشان
هم رساند و آن فیلم یادشان آمد و ما
نیز به فیض دیدار بانوی اردیبهشت
میرسیدیم.