«مرگ
خیلی آسان میتواند الان به سراغ
من بیاید، اما من تامیتوانم زندگی
كنم نباید بهپیشواز مرگ بروم
، البته اگر یكوقتی ناچار با
مرگ روبرو شوم - كهمیشوم - مهم
نیست . مهم این استكه زندگی یا مرگ
من چه اثری درزندگی دیگران
داشته باشد
...»
***
از غلامحسین ساعدی،
نوشتاری بلند در معرفی صمد بهرنگی
وجوددارد که اول بار در اولین سال
انتشار کتاب جمعه به سردبیری احمد شاملو
با عنوان «رو در رو یا دوش به دوش»
منتشر شد. [شماره 6، پانزدهم شهریور ماه
1358، صفحۀ 10 تا 26].
بخش کوتاهی از این نوشتار را با صدای
دکتر غلامحسین ساعدی بشنوید که از همدل
و همزبان خود، صمد بهرنگی میگوید.
***
چه بنویسم صمد؟
از خرمن سوختهام بگویم؟
از ریختن آب گوارایم بنویسم؟
از شکستن نگین پربهایم بنویسم؟
از سینۀ داغدیدۀ آتشگرفتهام بنویسم؟
من به تو چه بنویسم صمد؟
بهروز دولتآبادی، (ب. چایاوغلو) را
یادتان هست؟ رفیق و همراه صمد. عاشیقی
که روزگاری در رثای دوست، با ساز و
صدایش به سوز و زار، «نه یازوم صمد» را
خواند و نواخت.
***
بهیادمان و حرمت نام صمد بهرنگی تا
بهحال چندین سرود ساخته و اجرا شده،
یکی از آنچند، سرودی است که دکتر
برلیان خود شعرش را گفته و نواخته و
خوانده است.
***
و یکی هم ترانهای با نام «باغ بهرنگ» که سیمین قدیری آن را خوانده. ترانهای
که در کنار اسم و عنوان اکثر کتابهای صمد بهرنگی، از شخصیتهای معروف آثار
او، مثل «اولدوز» و «ماهی سیاه کوچولو» و . . . هم نام برده شده است.