مرگِ دیگر

مرگ در هر حالتی تلخ است،
اما من
دوست‌تر دارم که چون از ره درآید مرگ،
در شبی آرام، چون شمعی شوم خاموش . . .

لیک مرگِ دیگری هم هست،
دردناک، اما شگرف و سرکش و مغرور،
مرگِ مَردان، مرگ در میدان.
با تپیدن‌های طبل و شیونِ شیپور،
با صفیر تیر و برق تشنۀ شمشیر،
غرقه در خون، پیکری افتاده در زیر سُم اسبان.

وه، چه شیرین است
رنج بردن،
پا فشردن،
در ره یک آرزو، مردانه مُردن!
وندر امید بزرگِ خویش،
با سرودِ زندگی بر لب
جان سپردن
آه، اگر باید
زندگانی را به‌خونِ خویش رنگِ آرزو بخشید،
و به‌خونِ خویش، نقش صورتِ دلخواه زد بر پردۀ امید،
من به‌جان و دل پذیرا می‌شوم این مرگِ خونین را.

تهران، دی 1331
هوشنگ ابتهاج (هـ . الف. سایه)

از مجموعه «شبگیر»

سرودۀ «مرگِ دیگر» را با صدای شاعر بشنوید!
موسیقی: بتهوون، سنفونی شماره 4، موومان اول


 

از دیگر سروده‌های «هوشنگ ابتهاج» در این سایت:
 
آزادی
بوسه
زمین
پردگی
کاروان
شبگیر
ای فردا
تشویش
شادباش
بازگشت
مرثیه جنگل
پرنده می‌داند
برای روزنبرگ‌ها
«کیوان» ستاره بود
بر سوادِ سنگفرش راه

* * *

 


 | حکایت‌خانه | ترانه‌ها و خاطره‌ها | روايت حکايت مکتوب | جُنگ صدا | تماس |