![]() |
|||||||
|
|
ترانۀ «مرد تنها» (با صدای بیصدا)، با صدای «فرهاد مهراد» با ملودی آهنگی که
بر متن فیلم سوار است، روی صحنههایی که «رضا»، سوار بر موتورش، در شبزدگی
خیابانهای تهران میراند اولین ترانۀ متن فیلم است که شعرش را «شهیار
قنبری» سروده. اولین شعر بدون وزن یا به اصطلاح «سپید» است که ترانه میشود.
متن و اجرای این ترانه را در اینجا بخوانید و
بشنوید!
از سرودههای مشهور «احمد شاملو» یکی هم دو «شبانه» از اوست که به «گوهر
مُراد» [غلامحسین ساعدی] اهدا شده است.
در مجموعۀ ترانههای خوانده و اجرا شده ـ از آغاز تا امروز ـ ترانههای ماندگاری نیز هست که به نوعی با بخشی از
تاریخ سیاسی ـ اجتماعی دوران ما، یا با دورهای از جوانی و خاطرات ما پیوند
دارد و هنوزا هنوز همپای یاد و خاطرههای ماست.
در تقویم
ایرانی، هفت روز هفته، با روز شنبه شروع میشود. در کارنامۀ ترانهسرودههای
«شیهار قنبری» اما با «جمعه»، در سال 1350. ترانۀ «هفتۀ خاکستری» سه سال بعد
از «جمعه» سروده شده است.
متن و اجرای این ترانه را در اینجا
بخوانید و بشنوید!
«شهیار قنبری» سالها بعد وقتی گزیدۀ ترانههایش را در مجموعۀ «دریا در من»
بهچاپ رساند در پانویس این ترانه نوشت: «پس از ترانهی «مرد تنها»، این
دومین تجربهی ترانهی آزاد است. آزاد از قید و بندها و کلیشهها. «کودکانه»،
هنوز هم جانانه است. با «کودکانه» به «کوچۀ حمید» «کلانتریسوار» پرتاب
میشوم. به «کافۀ باستانی». «بهشتِ تهران». «امامزاده غیبی»، که پارکینگ
ادارۀ راهنمایی ـ رانندگی شد. با «کودکانه»، فوتبال تیغی میزنم. برای بچهها
سبیل میگذارم و «چارلی» میشوم. با «کودکانه»، در حسرت یک دوچرخه میسوزم.»
متن و اجرای این ترانه را در اینجا بخوانید و
بشنوید!
سال 1358، سالِ پس از فروپاشی. سالِ درهم ریختگی. سالِ از هم گسیختگی. سالی
که تقریبا هیچ چیز در جای خودش نیست. از هنرمندان گروهی میروند، عدهای
میمانند. از مثلث هنری: «اسفندیار منفردزاده ـ شهیار قنبری ـ فرهاد مهراد»،
ترانۀ «نجواها» آخرین کار نیمه ماندهای است که از دوران همکاری و رفاقتشان
با هم بهیادگار میماند.
متن و اجرای این ترانه را در اینجا بخوانید و
بشنوید!
|
|
|||||
|
|
|||||||