در روزهای آخر اسفند،
كوچ بنفشه‌های مهاجر،
زیباست.

در نیمروز روشن اسفند،
وقتی بنفشه‌ها را از سایه‌های سرد،
در اطلس شمیم بهاران،
با خاک و ریشه
ـ میهن سیارشان ـ
در جعبه‌های كوچک چوبی،
در گوشه‌ی خیابان، می‌آورند:
جوی هزار زمزمه در من،
می‌جوشد:
ای‌ كاش . . .
ای كاش آدمی وطنش را
مثل بنفشه‌ها
(در جعبه‌های خاک)
یک‌روز می‌توانست،
همراه خویشتن ببرد هر كجا كه خواست.
در روشنای باران، در آفتاب پاک.

از مجموعۀ «زبان برگ»

* * *

با اینکه نام دکتر «محمدرضا شفیعی کدکنی» (م. سرشک) همواره با پژوهش در گسترۀ شعر کلاسیک ایران همراه است و آثاری چون دیوان «شمس تبریزی» و «بیدل دهلوی» راست کار و پژوهش‌های اوست؛ ولی راست این است که ما او را شاعری نوپرداز و صاحب سبک می‌شناسیم. از سروده‌های او که «ترانه‌سرا» نبوده و هرگر برای «ترانه شدن» شعری نسروده اما ترانه‌های شنیدنی و نسبتا زیادی اجرا شده است.

مجموعه‌ای از ترانه‌هایی که شعر آن بر مبنای سروده‌ای از دکتر «شفیعی کدکنی» است را در اجراهای متفاوت و با صدای خوانندگان مختلف بشنوید.

شما هم اگر نمونه‌های دیگری جز آنچه در این جعبۀ موسیقی خواهید شنید سراغ دارید، «راوی حکایت باقی» را خبر کنید، یا بفرستید تا به این مجموعه اضافه شود.

 

This text will be replaced by the flash music player.
 

 

از دکتر «شفیعی کدکنی» در این سایت:

ترانه‌هایی که بر اساس شعر «سفر بخیر» اجرا شده را بشنوید!
 

* * *

 


 | حکایت‌خانه | ترانه‌ها و خاطره‌ها | روايت حکايت مکتوب | جُنگ صدا | تماس |